![]() |
![]() |
|
| نجوم- هوافضا |
|
دومین مسابقه سراسری نجوم که در مؤسسه فرهنگی اسرار فضا برگزار شد و ۳۰ نفر شرکت کننده داشت، سه نفر برنده داشته است به نامهای ذیل: ۱ - سیدمحمدحسین مصدق رتبه ۸ کشوری و رتبه ۱ استانی (مرحله پیشرفته) جایزه ایشان از مرکز مطالعات و پژوهشهای فلکی - نجومی (اشتراک شش ماهه ماهنامه نجوم، هدایای سازمان فضایی ایران) ۲ ـ محمد بنازاده رتبه ۱۹ کشوری و رتبه ۱ استانی (مرحله مقدماتی) جایزه ایشان از مرکز مطالعات و پژوهشهای فلکی - نجومی (هدایای سازمان فضایی ایران) ۳ - علی اصغر شاه بندری رتبه ۵۶ کشوری و رتبه ۲ استانی (مرحله مقدماتی) جایزه ایشان از مرکز مطالعات و پژوهشهای فلکی - نجومی (هدایای سازمان فضایی ایران) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 11:44 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
به نام خداوند گردان سپهر فروزنده ماه و ناهید و مهر «مؤسسه فرهنگی اسرار فضا» از کلیه ی خواهران و برادران علاقمند برای کلاسهای آموزشی بشرح ذیل ثبت نام بعمل می آورد: ۱ - کلاس نجوم در سطح کودکان و نوجوانان ۲ - کلاس نجوم مقدماتی ۳ - کلاس نجوم تکمیلی ۴ - کلاس هوافضا ۵ - عضویت در کتابخانه ی منحصربه فرد مؤسسه مدارک مورد نیاز: سه قطعه عکس ۴×۳ - فتوکپی شناسنامه - شهریه کلاس ۱۰۰۰۰ تومان. مهلت ثبت نام: تا ۳۰ شهریورماه ۱۳۸۶ شروع کلاسها: از اول مهرماه ۱۳۸۶ تلفن: ۶۲۰۱۴۱۴ - ۶۲۱۲۹۷۲ نشانی و محل ثبت نام: یزد - خ مسجد جامع - کوچه وقت و ساعت - میدان وقت و ساعت - شماره ۲۱ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 10:50 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
در سیّاره ی زیبای آبی من زمین، شهری است با نام شگرف «ایران» و به وسعت همه ی تاریخ و تمدّن بشری! و من که موری از این سیّاره ام، می خواهم از دشت فراخ باور انسانهای نیکوسرشت، دانه ی همّتی برچینم و با چیدن آن در کنار هم جادّ ای بگسترانم به درازای سال ۱۴۰۰ تا مدخل آن شهر افسانه ای!
من، فقط می خواهم به کمک شما این جادّه و بستر را فراهم کنم.در اینجا من فقط یک بانیم و شما اگر بخواهید می توانید حامی و یاران من باشید،امّا جادّه از آن ِ کسانی خواهد بود که یا امروز در گهواره اند و یا فردا و فرداهای دیگر خواهند آمد تا از مادرشان به پارسی بشنوند که می گوید: ایران. و آنهایند که در دو سوی این جادّه سبد سبد گل های رنگارنگ علم و فرهنگ و صنعت خواهند کاشت تا در انتهای جادّه به نظاره ی سربلندی و افتخار و اقتدار ایران بنشینند که شما می توانید از هم اکنون این واژه ها را تفسیر کنید به هدف و آرزو و امّید این کمترین موری که توکّلش به خداوند منّان است. خوب، دوست عزیزم که گفته بودی هدفم را برای عموم تشریح کنم، آیا از این خلاصه تر می توانم نیّات درونم را بازگویم؟ بدون شک نه. پس فقط بگذار بدون هیچ شرحی خطاب کنم که:
حساب ریالی مؤسّسه: جاری سپهر شماره ی ۰۱۰۱۵۵۱۴۱۵۰۰۰ در نزد بانک صادرات امامشهر یزد (کد ۲۷۱۹) به نام مؤسّسه فرهنگی اسرار فضا حساب ارزی مؤسّسه: حساب شماره ی ۲۴۲۴ در نزد بانک ملی شعبه ی مرکزی یزد (کد ۳۵۰۱) به نام مؤسّسه فرهنگی اسرار فضا چنانچه هموطنان عزیزم درخواست مرا اجابت کنند، من گزارش لحظه به لحظه ی اقدام آنان و اقدام خودم را از دریچه ی همین وبلاگ به اطّلاع عموم خواهم رساند. مهرنیا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 18:30 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
( قابل توجّه خوانندگا ن محترم: این مطلب اگرچه یک نامه شخصی به نظر می رسد؛ امّا چون ممکن است در مطلب بعدی به همه هموطنا ن گرامی ارتبا ط پیدا کند؛ لذا در اینجا آورده ام.)
با سلام همانطور که اولین دیدار با شما برایم امیدبخش و دلگرم کننده بود؛ امروز هم از خواندن E-mail شما فوق العاده خوشحال و امیدوار شدم. اگر به خاطر داشته باشید ساختمان مؤسّسه در گوشه ی «میدان وقت و ساعت» واقع شده است بطوریکه با ساختمان مجاور ضلع دیگر میدان، یک زاویه ی قائمه درست می کند. حالا صاحب آن ملک مجاور می خواهد آن را بفروشد و برای آن مشتری های نقدی فراوانی در صف ایستاده اند تا آن را تبدیل به فروشگاه تاراج میراث فرهنگی نمایند (من به فروشگاههای عتیقه فروشی می گویم: فروشگاه تاراج میراث فرهنگی) اما چون صاحب ملک می داند که اینجانب می خواهم برای مؤسّسه یک رصدخانه بسازم و بهترین نقطه برای رصدخانه ی مؤسّسه، ملک او است؛ لذا تا پایان تیرماه به من فرصت داده است که مبلغ ۲۵ میلیون تومان بهای آن را فراهم کنم و از او بخرم. اینک من از خدای قادر مهربان می خواهم که مرا در خریدن این ملک و ساخت رصدخانه ی مؤسّسه یاری دهد و از او می خواهم که شما و دوستانتان را واسطه ی این امر خیر و زیبا و ماندگار قرار دهد. ضمناً من هم در رابطه با نامگذاری رصدخانه بر سر پیمانم و آنچه که گفته ام هستم. حساب ریالی مؤسّسه: جاری سپهر شماره ی ۰۱۰۱۵۵۱۴۱۵۰۰۰ در نزد بانک صادرات امامشهر یزد (کد ۲۷۱۹) به نام مؤسّسه فرهنگی اسرار فضا حساب ارزی مؤسّسه: حساب شماره ی ۲۴۲۴ در نزد بانک ملی شعبه ی مرکزی یزد (کد ۳۵۰۱) به نام مؤسّسه فرهنگی اسرار فضا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 9:24 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
در انتخابات ریاست جمهوری هر زمان که در محفلی دوستانه بحث نامزدها به میان می آمد من می گفتم: رئیس جمهور فقط دکتر محمود احمدی نژاد، زیرا ایشان امیر کبیر دوم ایران خواهد بود. اکنون که مدتها از آن زمان می گذرد و آقای احمدی نژاد یک دور کامل همه ی شهرهای ایران را زیر پا گذاشته و رکورد ایرانگردی را به نام خود ثبت کرده است؛ هنوز هم معتقدم که ایشان امیرکبیر دوم ایران است؛ منتهی با این تفاوت که امیرکبیر اول، نزدیکان خود را ناراحت نمود؛ ولی امیرکبیر دوم، این بنده ی حقیر گمنام دور افتاده ی بی نام و نشان و آرزومند سربلندی ایران را ناراحت نموده است.
ببینید، من مؤسسه ای تأسیس کرده ام که هدف غائی آن تأمین بخشی از اقتدار جمهوری اسلامی ایران است. اگر من این مؤسسه را برای خودم و خانواده ام تأسیس کرده بودم باز هم آقای احمدی نژاد حق نداشت با توجه به شعارهای خصوصی سازی و مردم و عدالت و اصل ۴۴ و چه و چه به درخواستهای من بی توجه باشد؛ چه رسد به اینکه من این مؤسسه را نه برای خودم، بلکه برای جامعه تأسیس کرده ام. من خودم را از ۱۴ سال پیش وقف این مؤسسه کرده ام در حالی که مؤسسه را نیز وقف بر جامعه نموده و علاوه بر ده ها سند مکتوب، در خود اساسنامه ی مؤسسه نیز چنین آورده ام:
«کلیه ی سرمایه و دارائی و موجودیت مؤسسه ولو هر قدر که در آینده عظیم و گسترده شده باشد؛ از نظر مؤسس متعلق به جامعه و کشور عزیزش ایران است و غیرقابل تملک شخصی ...» خوب، برای ایجاد چنین مؤسسه ای بود که ۸ سال با رئیس جمهور خاتمی مکاتبه کردم تا بالاخره ایشان هنگام ترک مسند ریاست جمهوری با اهدای یک صدقه ی ۵ میلیون تومانی به مؤسسه، کاخ ریاست جمهوری را ترک نمود. با آوردن و آمدن امیرکبیر دوم؛ امیدوار شدم که این بار مکاتبه ی من با ایشان، ۴ یا ۸ سال به درازا نکشد و منجر به دادن صدقه هم نشود. بلکه ایشان توجه کند و ببیند که من چه می گویم و چه می خواهم برای این مملکت بسازم. بنابراین هنوز امضای حکم تفویض ایشان خشک نشده بود که من برای ایشان نامه نوشتم و بعد چند نامه ی دیگر و در پی آن دریافت چند نامه با چند سطر جواب خشک و بی ربط و بی محتوا! البته من که توقع چنین برخوردی از امیرکبیر دوم ایران را نداشتم مکاتبات خود با ایشان را قطع نمودم و اکنون مدتهاست که با ایشان قهرم. زیرا اگر ایشان به واقع منادی عدالت است؛ قبل از اینکه ادعا کند که میلیونها نامه از هموطنان دریافت کرده و به آنها پاسخ داده است؛ باید بیندیشد که چرا به آن اولین نامه ها پاسخ منطقی و عملی نداده است. نامه هائی که در آنها ذره ای منافع شخصی نبوده و صرفآ در جهت اعتلای میهن عزیز ایران بوده است. استاندار این امیرکبیر هم توجه ای به درخواست اولین ارباب رجوع خود ننمود و اکنون از آن یکشنبه ای که قرار بود به بازدید مؤسسه ی فرهنگی اسرار فضا بیاید و نیامد یک سال و دو ماه و چند روز می گذرد! عوامل دیگر استانی حکومت امیرکبیر دوم هم برای دادن یک وام ۱۰۰ میلیون تومانی به مؤسسه، طرح ۱۰ صفحه ای من را نپذیرفتند و به من گفتند علاوه بر ارائه وثیقه ی آنچنانی و مدارک عجیب و غریب فراوان، باید طرحی ارائه کنید که با گرفتن این وام بلافاصله ماهیانه چند در می آورید و به بانک می پردازید. راستی! من چگونه ثابت کنم که یک «مؤسسه ی فرهنگی» یک «بنگاه کوچک اقتصادی زود بازده» نیست؛ ولی حق دارد از تسهیلات این حکومت استفاده کند؟ یا اگر بپذیرم که بسیار خوب، اینهم یک «بنگاه کوچک اقتصادی زود بازده» است؛ چگونه سند و مدرکی را تنظیم کنم که در آن ناچار به گفتن دروغ و سند سازی نشده باشم؟ آیا در سیستم کاغذبازی این مملکت راهی برای فعالیت آدمهائی هست که می خواهند بدون گفتن دروغ فعالیت کنند؟ آیا مؤسساتی که بنگاه کوچک اقتصادی زودبازده چیپس و پفک و بستنی نیستند؛ اما تأثیر و ماندگاری آنها برای مملکت بیشتر است؛ راهی برای استفاده از کمکها و تسهیلات اعطائی آقای دکتر احمدی نژاد که حالا گوش فلک را نیز پر کرده است وجود دارد؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 9:20 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
مؤسّسه فرهنگی اسرار فضا در سال ۱۳۷۷ تأسیس شد و از جمله ی ۱۱ بخش فاز اول آن، اولین بخشی که به عنوان هسته ی مرکزی مؤسّسه راه اندازی گردید بخش کتابخانه ی آن بود. اکنون تعداد کتاب ها و مجلات این کتابخانه از نظر عنوان به بیش از ۲۰۰۰ و از نظر تعداد به بیش از ۱۴۰۰۰ جلد بالغ گردیده است. فراهم کردن اینهمه کتاب و مجله آن هم فقط در حیطه ی دو موضوع نجوم و هوافضا کار طاقت فرسایی بوده که با عشق خدمت به وطن در چشم این حقیر سهل و آسان نموده است. در هر حال این کتاب ها و مجلات از سراسر شهرهای کشور و تقریبآ از مراجعه به همه ی نمایشگاههای کتاب یک دهه ی اخیر و نیز از برخی کشورهای دیگر و با چنگ و دندان فراهم آمده است. ضمنآ علاوه بر اینکه مقدار زیادی از این مجموعه را خود مؤسّسه رأسآ خریداری نموده تعداد کثیری از آن هم اهدائی افراد خیّر و دانش دوست است که به نام خود آنها در دفاتر و اسناد مؤسّسه ثبت گردیده است.
بدیهی است در این مورد بعدآ باز هم سخن خواهم گفت. اما فعلآ در این مرحله از همه ی هموطنان عزیز درخواست می کنم هر یک به پیروی از همت والای خویش، حدّاقل یک جلد کتاب یا مجله در این موضوعات را به مؤسّسه اهدا و ضمن ذکر نام و نشانی خود، برای ما ارسال دارند به این نشانی: «یزد - صندوق پستی ۳۱۷/۸۹۱۷۵ - مؤسّسه فرهنگی اسرار فضا»
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 11:44 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
بنابراین توصیه می کنم اگر قرار است در کشور دیگری بجز امریکا بندرگاه فضائی بسازید، آن را در ایران بسازید. یا لااقل از چند تا ، یکی هم در ایران بسازید. اما از الآن بگویم که برای ایجاد چنین چیزی در ایران باید کفش فولادین بپوشید تا پاهایتان تاول نزند! آخر اینجا ایران است و باید خیلی دوندگی کنید تا مجوز چنین کاری را بگیرید! ممکن است به هر وزارتخانه و ارگانی که بروید شما را تحویل نگیرند، یا بگویند به ما مربوط نمی شود، به فلانجا بروید. یا آبدارچی هر اداره به شما بگوید که فلانی امروز جلسه دارد، بروید فردا بیائید! فرضآ مجوز گرفتید، کدام زمین را به شما میدهند؟ شاید وسط کویر لوت را.و در آخر خواهند گفت قیمتش اینقدر است، یا بده یا ما نخواسیتیم.ضمنآ آب و برق و تلفن و انرژی را هم خودت باید تهیه کنی، با چند برابر قیمت. حالا فرض کنیم آدم سمجی بودی و همه را قبول کردی و بندرگاه را در دل کویر لوت ساختی، آنوقت... ( بعدآ خواهم گفت.) راستی، شاید از حرفهای من خسته شده باشی. پس برای رفع خستگی و تا خواندن مطلب بعدی ،این دسته گل را در کنار میزت بگذار:
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 14:15 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
حبیب مهرنیا،نویسندۀ ۴ کتاب معرفی شده و بنیانگذار کوچک مؤسّسه فرهنگی اسرار فضا،در جهت پیشرفت و توسعه این موسسه از همه هموطنان عزیز داخل و خارج کشور درخواست کمک و حمایت می نماید. همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جائی رسیده اند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 19:46 توسط حبیب مهرنیا |
|
حاج سیدعلی محمد وزیری یکی از مردان تآثیرگذار در علم و فرهنگ و تاریخ یزد است و آثار ارزشمندی از خود بر جای گذاشته است. از جمله، کتابخانه وزیری است که یکی از کتابخانه های معظم ایران است. کتاب حاضر، هم داستان و سرگذشتی است راجع به این مرد بزرگ وهم شامل نکاتی است در باره موسسه فرهنگی اسرار فضا و هم درخواست از همه هموطنان عزیز است در جهت کمک به پیشرفت و توسعه و ماندگاری این موسسه که مؤلف کتاب آن را بنیان نهاده است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 11:52 توسط حبیب مهرنیا |
|
طبس یکی از شهرهای استان یزد است و جاده ای که شهر یزد را به طبس می پیوندد همان جاده ای است که معدن اورانیوم ساغند را نیز در کنار خود دارد.ضمنآ در دل کویر و در کنار این جاده یک روستای تاریخی چند هزار ساله است به نام بیاضه.سفرنامه جاده اورانیوم حاصل یک سفر ۲۴ ساعته مولف به این روستا است.در این روستا قلعه ای بسیار قدیمی وجود دارد که حکیم ناصرخسرو در سفرنامه معروف خود از آن نام برده است.در هر حال کتاب سفرنامه جاده اورانیوم چهار موضوع بیاضه، مراسم محرم در بیاضه، بحث انرژی هسته ای ایران و موسسه فرهنگی اسرار فضا را به یکدیگر پیوند زده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 12:1 توسط حبیب مهرنیا |
|
مزاری در داخل شهر یزد است به نام مزار جوی هُرهُرکه قدمت زیادی دارد وبسیاری از نام آوران تاریخ یزد در آن مدفونندو آرامگاههای این مزار هم معماری زیبا و کم نظیری دارند. این کتاب را به جهت توجه دادن مسئولین به حفظ و حراست و بازسازی این بناها و یادگارها و یادبودها نوشته ام و البته این کتاب راجع به موسسه نیز نکاتی را در بر دارد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 20:4 توسط حبیب مهرنیا |
|
این کتاب اولین تآلیف اینجانب است و چگونگی تآسیس مؤسسه ، اهداف و آرزوهای آن ، انتظارات این حقیر از دولت و جامعه در جهت کمک به آن ، انتقاد از رئیس جمهور وقت و برخی دیگر از مسئولین به علت عدم توجه به مکاتبات اینجانب و میزان کمک ارگانها و افراد جامعه به مؤسسه تا هنگام چاپ کتاب را توضیح می دهد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 13:59 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
عکس فوق از داخل درگاه ورودی ساختمان موسسه فرهنگی اسرار فضا گرفته شده به نحوی که قسمتی از چهارچوبه درب موسسه در عکس پیداست. بنابراین این عکس میدان وقت و ساعت و موقعیت موسسه در شهر تاریخی یزد را نشان می دهد. موارد دیدنی وکم نظیر نشان داده شده در این تصویر عبارتنداز:نخل( که سمبل عزاداری مردم یزد در ماه محرم است.)،گنبد آرامگاه سیدرکن الدین ( که یکی از امامزادگان و نامداران تاریخ یزد است که در حدود ۷۰۰ سال پیش در همین میدان رصدخانه ای را ایجاد کرده بوده که بطور نیمه اتوماتیک وقت و ساعت را نشان می داده و به همین جهت عبارت وقت و ساعت بر روی این میدان مانده است.)و سرانجام مناره های مسجد جامع یزد که با شکوهترین بنای تاریخی یزد است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 12:26 توسط حبیب مهرنیا |
|
تصویر فوق نمای ظاهری ساختمان موسسه فرهنگی اسرار فضا است که در قلب شهر تاریخی یزد واقع است و یزد هم در مرکز ایران قرار دارد و ایران هم در رآس خاورمیانه واقع شده و خاورمیانه هم در قلب کره زمین جای گرفته وکره زمین هم در مرکز کائنات جای دارد. اگر قبول ندارید؛ متر بردارید و متر کنید! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 12:22 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
آزمون دومین مسابقه سراسری نجوم در موعد مقرر(صبح روز جمعه ۱۴ اردیبهشت) در محل موسسه فرهنگی اسرار فضا با نظم و شکوه هرچه تمامتر برگزار گردید. نتایج آزمون بعدآ اعلام خواهد شد.
با آرزوی موفقیت برای شرکت کنندگان و به امید شرکت فراگیر علاقمندان دیگر در سومین مسابقه سراسری نجوم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 18:2 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
ببینید، بشنوید، بخوانید و لذّت ببرید:
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:19 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 11:5 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
ولی بی شک اینطور نیست و بسیاری از اقدامات شما کمک به پیشرفت علمی و صنعتی کشورهایی است که هر پیشرفت و دانشی را تبدیل به وسیله ای برای سرکوب و تحقیر ملٌت ها می کنند.
اقدامات شما اگرچه با هدف تحقٌق رؤیاهایتان محترم است؛ ولی بیشتر کمکی است به پیشرفت علمی و صنعتی آژانسهای فضایی دولت ها و یا حدٌاکثر ملٌت های آمریکا و روسیه و اروپا. یعنی همانهایی که به فریادها و تظاهرات ۷۰ میلیون ایرانی برای دست یابی به دانشهای برتر اعتنایی نمی کنند. من معتقد نیستم تلاشهای شما تاکنون برای ایران هم فایده ای داشته است. تنها کار بزرگ شما برای ایران که البته قطعآ کار کوچکی هم نیست؛ حمل پرچم ایران به موازات پرچم امریکا به فضا بود و بجز این، ایجاد یک غرور و افتخار در بین هموطنان و البته حتٌی در بین مسئولینی که فراموش کرده بودند خودشان سدٌ راه هر فکر و ابتکار و خلاقیت و نیز موجب فرار مغزها از کشور هستند. ایده ی خوبی است که شما می خواهید به توسعه ی دانش فضایی در سطح جهان کمک کنید و لذا در یکی از اولین قدمها می خواهید در کشور کوچک امارات بندرگاه فضایی بسازید.ولی ساده لوحی است اگر فکر کنید ساختن چنین بندرگاهی در امارات، مثلآ موجب پیشرفت فضایی ایران هم هست. کشور کوچک تازه به دوران رسیده ای که حتی اسم قطعی و مسلٌم و تاریخی و چند هزار ساله ی « خلیج فارس » را برنمی تابد؛ آیا پیشرفت فضاییش را با ما تقسیم خواهد کرد؟ خیر. بنابراین...(بعدآخواهم گفت.) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 12:27 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 14:50 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
تا اینجای کار من شما را تحسین نموده و به شما افتخار می کنم و برایتان آرزوی موفقیت های بیشتر را دارم. اما اذعان دارم آنچنانکه دیگران به هنگام پروازتان به فضا شادی کردند من شادی نکردم و هنوز هم بار یک غصه بر دوشم سنگینی می کند. این غصه ناشی از عوامل مختلف است. مثلآ من به عنوان دولت ایران٬ یا به عنوان تلویزیون ایران٬ یا به عنوان ملت ایران٬ یا به عنوان یک آرزوی کوچک و گمنام به نام «مؤسسه ی فرهنگی اسرار فضا» چگونه به گردشگری فضایی شما افتخار کنم در حالی که هیچ نقشی در پیشرفت ها و موفقیت های شما نداشته ام و چطور خوشحال باشم در حالی که شما فکر می کنید اقدامات شما دست آوردی برای همه ی بشریت است. اگر دست آوردهای علمی و صنعتی برای همه ی بشریت است پس چرا آمریکا به دوستانش می گوید شما اگر بمب اتمی هم بسازید اشکال ندارد ولی به ایران زادگاه شما می گوید تو حق نداری حتی انرژی صلح آمیز هسته ای هم داشته باشی.
خانم انصاری٬ رضایت و حق شناسی شما از محیطی که به شما میدان فعالیت داده و شما را موفق و ثروتمند نموده است ناخودآگاه شما را وادار کرده که فکر کنید همه ی جهان آمریکاست و تلاش شما برای پیشرفت امور فضایی در خدمت همه ی جهان است. ولی ... (بعدآ خواهم گفت)
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 11:40 توسط حبیب مهرنیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اینجانب حبیب مهرنیا هستم فرزند مرحوم مشهدی آقابزرگ مهرنیا و متولد 1328 در روستای سیبن واقع در بخش عمارلوی شهرستان رودبار زیتون و فقط دارای یک دیپلم ادبی اخذ شده در سال 1349 (37 سال پیش). در سال 1372 به منظور خدمت به وطنم برای تاسیس موسسه ای با موضوعات نجوم و هوافضا اقدام کردم و در سال 1377 موسسه تاسیس شد. مقداری از چگونگی تاسیس موسسه ونیز اهداف و آرزوهای خودم در این خصوص را در کتابهایم شرح داده ام و نیز قصد دارم در این وبلاگ بطور شفاف و روشن راجع به این موارد صحبت کنم. من خودم را وقف این موسسه و موسسه را نیز وقف جامعه کرده ام. آیا ابرمردان و ابرزنانی پیدا خواهندشد که مرا در جهت اعتلای این موسسه یاری دهند؟
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|